شلام شلاااااااااااااااااام داش سنا ببره اووووووومد 
ببره کجا؟
ولک جنوب ببر داره مثل مازندران؟نداره که!!!!!! پس چرا می گم ببر؟هان هان هان هان ,
نخل سبز جنوب اوووووومدددددد,جاتون خالی چند روز مهمون داشتیم چسبید پنشنبه هم تا ساعت 4 پای ورق بازی بودیم 7نفری میشدیم دخمل پسر.7خبیس بازی می کردیم,دیگه به زوره کتک بابام ساعت 4:20 خوابوندم که صبح واسه کنکور بیدار شم.منم که از 7دولت آزاد(7 میگن 8 میگن چنده؟)
خلاصه ساعت6پاشدم شالو کلاه از نوع تابستونش کردم با بابایی رفتیم سوی لونه ی غوله سر راه رفتیم دنبال رفیقم ,این نکته خیلی مهم هستش که نشست عقب,خلاصه تو ماشین هم بابام همای گذاشت گفت واسه تمرکز خوبه هه هه هه
یکی بیاد بابا مارو بگیره.خلاصه رسیدیم,دوستم پیاده شد من بعدش پیاده شدم اومد درو ببند شپلققققققق
انگوشت شصت, دست راستم لا در گیر کرد در هم بسته شد(بقول تهرانی های عزیز 1% فکر کن) قابل توجه شما که دست راست هستم. 
دیگه با این حال کسی از من توقع نداشت با این دست امتحان خوبی بدم.ولی در کل واسه منی که 1 کلمه هم نخونده بودم واسه کنکور بد نبد کلا 78 سوال زدم .
راستی سره جلسه بودیم تو اوج تمرکز سره یکی از مسئله های فیزیک بودیم(دیدید میکروفن رو جلوی باند می گیرید جیق می زنه.خوب؟ببینین چی شد)بعد یهووووو 20...30 ثانیه این جیق به صدا درومد از بلند گو های سالن خلاصه چیز زد تو تمرکز همه 
خیلی باحال بود. آدم نبود که فحش خواهر مادر نمی داد.خلاصه دیگه این بود ماجرای کنکور ما.........
ولی هدف ما کنکور آزاد.